شنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۵

gray

مانده ام خيره به ابر
شايد كه بيايي و گره بگشايي
گره اين غم شوم ابدي بگشايي
گرهي بر سر آن زلف پريشان بزني
آستين تا سر آرنج بالا بزني
گره غم ز خم ابروي من بگشايي
...

جمعه، دی ۰۸، ۱۳۸۵

در كلمبيا مردم چند تا كار ميكنند
زندگي
آروغ
...
شيوه ات شيرين است
كه نيايي و نيايي و نيايي و نيايي
...

سه‌شنبه، آذر ۲۸، ۱۳۸۵

وبلاگ به مثابه يك تابلو

هي ميخواستم اينو بگم نشده
كه وبلاگ يك اثر هنري است كه ويژگي هاي خود را دارد
شخصي است تاويل پذير است و نوعي جوشش بداهه است
از اون وبلاگهاي فرهنگي كه با برنامه ريزي قبلي مينويسند نميشه به عنوان هنر ياد كرد
اينه كه مثل هر اثر هنري ديگه
هر سبك وبلاگي مخاطب خودشو داره
نكته اي كه مي مونه به اون دوسته كه ميگفت وبلاگ كه چي
كل استدلالم همين بود
نتيجه اينكه درسته پول اينترنت زياد ميشه اما بعد از كانكت شدن بنويسيد
اين محدوديت و نكته ي خلاقه ي وبلاگ است
خوب بود اگه از توي اين يه بيانيه وبلاگ نويس آنلاين در مي امد و عضو و اينا
...
امپرسيونيسم نوشتاري اين است و جز اين نيست
يكي بود يكي نبود
يه نقطه ي سياه بابا و مامانشو گم كرده بود
d;d
معشوق خواننده ها در دو جهت قرار دارد
دوربين
راست يا چپ
پس پشت كردن به آن دو حالت دارد
پشت به دوربين
راست يا چپ
همين

جمعه، آذر ۲۴، ۱۳۸۵

بي وفاي بد ادا

من رك و راستم تو پر افاده
هيشكي تو رو دوست نداره
لبات ميگن نه
چشمات ميگن آره
هيشكي تو رو دوست نداره
تو فكر حقه اي بازم دوباره
هيشكي تو رو دوست نداره

short lyric

.
..
...
it,s a cube fish
eating your brain
it's a black fish
.......
it's a cube fish
eating your heart
it's a dark fish
...

پنجشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۸۵

اي جامه به خود پيچيده
اي جامه به خود پيچيده
اي جامه به خود پيچيده
اي جامه به خود پيچيده
اي جامه به خود پيچيده
اي جامه به خود پيچيده
اي جامه به خود پيچييده اي جامه به خود پيچيده
اي جامه به خود پيچيده

پنجشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۵

اگه نريد اين رو ببينيد خيلي خريد

دوشنبه، آبان ۱۵، ۱۳۸۵

و هر بار كه پرت ميشم
شايد
منو بگيري
قبل از اينكه بميرم
باور كنم كه هنوز آدمهايي مثل تو هستند
كه تنها نقطه ي اوج زندگيشون
مست كردن نباشه
كه بتونيم باهم قاه قاه بخنديم
اما براي اين كار بايد يه با ديگه ببينمت
فقط يه بار

شنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۵

بامزه گري

فرهنگ واژگان تاكسيراني
قربان ، عزيزم ، آقا:مسافر
پفيوس:مردان حكومتي
....:زنان حكومتي
مملكت:ايران خودمان
وضيت:نظام جمهوري اسلامي، وضع موجود
كره خر:مسافر تازه پياده شده
كرايه:في ، مبلغ پرداختي براي مسافت طي شده
..........:عابر پياده
سوت:عابر پياده مونث
...:ايضا
........:اتومبيلهاي ديگر
فرهنگ:دستاوردهاي معنوي بشر
.
از پيشنهادات استقبال ميشود

بامزه گري

فرهنگ واژگان تاكسيراني
مملكت:ايران
وضعيت:جموري اسلامي
پفيوس:هر آنكه در دستگاه حكومتي است
قربان ، عزيزم:مسافر
.........:عابر پياده
.......:اتومبيلهاي ديگر
كره خر:مسافري كه تازه پياده شده
بزار حال كنيم:اندي
فرهنگ:مجموعه دستاوردهاي معنوي بشر
مارمولك:آخوند
.......
از پيشنهادات استقبال ميشود

یکشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۵

پنجشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۵

كلاغنامه

به ننه ام نگاه ميكنم
يه چيزي تو نگاهشه كه مي ترسونتم
ميگه:جوجو خوردتش

چهارشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۵

و اما فرهنگي

داشتم راجع به هنر سوبجكتيو و ابجكتيو فكر مي كردم
شايد اين واژه ها رو غلط استفاده كنم اما ازشون خوشم مياد
ببينيد هنر سومر و شرق سوبجكتيوه ديگه اما چرا
چون هنرمند احتمالا به عنوان وظيفه ي شرعي اين كار رو مي كرده از روي چيزي كه هرگز پيش از اون نبوده
ببينيد يارو چقدر قاطي ميكرده
حالا يونان بستان
هنرش كلا براي فروش ساخته مي شده چون كلا آدمهاي تاجري بودند
كارهاشون رو امضا هم ميكردند
نتيجه اينكه هنرمند كم كم از هنرش جدا ميشه
اين فاصله
هنر واقعگرا رو به وجود مياره و نقد
اين فاصله هي زياد ميشه
كلا وقتي هنر براي زينت صرف مصرف ميشه اين فاصله به وجود مياد
بعدا هم دقيقا همين سير دنبال ميشه تا هنر مدرن كه دوباره نقد رو سركيسه ميكنه
همين كلا
و تو نميفهمي كه من مهمترينم
تا اونروزي كه اينترنت و يونسكو رو براي تولدت تو يه بسته ي قرمز پرت كنم تو چشت
چجور روباني دوست داري

جمعه، مهر ۱۴، ۱۳۸۵

اي جامه به خود پيچيده
***
سو گند به انجير و زيتون
و سوگند به كوه سينا
و اين شهر آرام
كه انسان را به نيكوترين شكل آفريديم
سپس به پايينترين جايگاه بر گردانديمش
...

كلاغنامه

روزي روزگاري يك نقطه ي سياه تنها گوشه ي ميدان ديد من بود
روي عدسي
خسته و تنها ميون اونهمه آب و اشك و نمك
و خداوند از استخون پهلوش براش يك زن درست كرد
تا تنها نباشد
و آندو همراه روزها و شبهاي تنهايي و كسالتبار يكديگر باشند
دوست و مونس و همدم يكديگر باشند
و لا مصب اين فيلم پورنو تمامي ندارد

دوشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۵

بچه تر كه بودم يه بار كلاغا چشم لاك پشتم رو در اوردند يه بار هم گربه بچه خرگوشم رو برد يه بار فنچم زير تن پسر عموم له شد يه بار قناريم از خونريزي داخلي مرد
.......
براي اينكه چيزي رو دوست داشته باشي بايد از چيزي متنفر باشي
همين

یکشنبه، مهر ۰۲، ۱۳۸۵

كلاغنامه

خاك مث سنگ شده انگشتام خونيند دندونام شكستن جسدت غذاي كلاغهاست فردا يا فردا شب اگه نتونم خودم تيكه تيكه ات ميكنم مي بلعمت بعدش مي ميرم
من حالم خوبه ادامه ميدم
حالم خوبه و ادامه مي دم
زمين تسليم ميشه
هر چقدر كه طول بكشه
فسنجون داشت تموم ميشد همه نگاش ميكرديم
داداشم گفت:من مي خوام دختر بيل گيتس رو به زني بگيرم باباش پولداره
ديگه فسنجوني نبود
يه فكر موجودات فضايي به ذهنم رسيده با اين شرح
ببينيد هرچه تعداد مواليد بيشتر باشه شانس جهش و تفاوت طبيعي بيشتر ميشه
در مورد تك سلولي ها اين رقم كمتره ولي جمعيت عظيمشون اينو جبران ميكنه
دارو هم كه مي خوريم پر از مواد شيمياييه
حالا هرچه مواليد انسان بيشتر بشه جهش ميكروبهاي ساده اي كه در بدن هممون وجود دارند بيشتر ميشه
آخر الزمان نزديك ميشود
داشتم فكر مي كردم ممكنه دايناسورها هم اينجوري منقرض شده باشند
امپراتوران پر جمعيت زمين
.


تو يه تيكه كاغذ اينو نوشته بودم

و من دردي به غير از اين نمي خواهم
كه باشم سنگ
...

دوشنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۸۵



اين مال يه سال پيشه يه ايده اي كه شايد انيميشن بشه
و خداوند اون رو خيلي دوست داشت

و اما فرهنگ

در مورد رشد واقعگرايي و كمالش تو يونان باستان در مورد فيگورهاي انساني ميشه يكي از دلايلش رو همجنسگرايي و افتخار به اون شمرد وقتي براي بدن زيبا آنهم بدن مرد كه بيشتر قابل مطالعه است تا بدن زن ارزش قائل بشيم و از نمايشش ترسي نداشته باشيم خب نتيجه معلومه به خصوص كه همين باعث ميشه به دنبال بدن كامل باشيم و اين به نظر من رويكرد كمال گرايي براي فيگورهاي انساني تو هنر يونان رو جدا از بحثهاي فلسفي تا حدودي روشن مي كنه به نظر من ميشه اين بحث رو تو خيال پردازي جنسي هم دنبال كرد كلا به اين قضيه مثل اينكه كسي توجه نكرده بوده حالا قسمت سختش اينه كه يه نمونه ي ديگه هم پيدا كنيم