اي كه سياهه چشمات همرنگ روزگارم از دست تو چه دوست و چه روزگاري دارم هزار دفعه مرادي نيومده مار كاشتي اين دل بي زبونو چشم انتظار گذاشتي براي بي وفايي هزار بهونه داري هزار و يك شكايت از اين زمونه داري چشم انتظارم نذار تاريك و تارم نذار بيشتر از اين غصه رو رو كولبه بارم نذرا دردردردرمدم دردردرم دم دردردرمدم دردردردردددددد
nothing ever gonna happen we are staying here for long son and we'll hope we'll get to a place without time without time ...
شنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۷
كلمبيا نه يك اميد كه نياز به اميد است. از بيانات رييس اول كلمبيا در جلسه ١٩٧٦
شما هرگز فرق يك گولاخ پشت و رو را نمي فهميد (گولاخ فردي عضله مند است)
یکشنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۸۷
ويراستار با عصبانيت سرش ميان دستانش كوفت و به ميز گرفت
روح را گفتند فلاني بر آب مي رود گفت o my god look at this!I
شنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۷
عيد آروم آروم از راه مي رسه و از من و شما انتظاراتي داره مثلن نو شيم ناسلامتي نوروزه ديگه يا اخلاقمونو خوب كنيم خونه هاي دلمون رو عين خونه هاي زندگيمون و اين وبلاگ زيبا نو كنيم حالا مي خوايم مصاحبه ي جالبي رو با صاحب اين وبلاگ آقاي gray داشته باشيم حال شما ؟ مرسي نظرتون راجه به عيد چيه من اين دسته گل زيباي بهاري رو به همه ي بينندگان خوب برنامه ي آقاي نوروزي تقسيم مي كنم
جمعه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۶
يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي فادخلي جنتي ... .. .
پنجشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۶
رعنا خيلي دوست داشت لباس لختي پتي بپوشه اما نمي تونست ... آخه با اعتقاداتش جور در نميومد
خنده عضلات صورت را خسته مي كند بايد بيشتر تمرين كرد@
نوعي يادگيري غريزي در انسان وجود دارد كه بيشتر مربوط به كارهاي دستي مي شود و آن طبقه بندي و بارگذاري پيشرفته خود كار مغز است كه با ديدن و انجام دادن صورت مي گيرد. شايد مكانيزمي در مغز ما وجود دارد كه با ايجاد لذت از ديدن حركات پيچيده و اعمال خارق العاده يا با كيفيت بالا و نظامهاي پيشرفته ما را به سمت يادگيري سوق مي دهد.انتخاب طبيعي در جهت گسترش اين ميل حركت كرده و شايد تا حدي جلو رفته ه اين ساختار ديگر تنها به صورت كاربردي عمل نمي كند.چنين چيزي قابليت گسترش به زمينه هايي مثل علت تماشاي فوتبال لذت حل مسئله و زيبايي شناسي را دارد.
در اين بي نظمي زمانه ي ما زباني جز زبان كلميبا قادر به بيدار كردن نيست و مزخرفات كساني كه آن را پريشانگويي مي دانند پشيزي نمي ارزد.كلميبا در اصل فراري از سلطاني به حركت است مصطفي رئيس اول كلمبيا دركنگره ي ١٩٥٤ حزب سوسيال دموكرات آلمان , كه به عنوان مهمان حضور داشت
جمعه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۶
روح را گفتند بگزار در ازاي اين علم كه به ما دادي بر چشم بنشانيمت گفت نه اين علم از من و نه عقل و قلم و نه تن از آن من است مرا با گرت و خاك توفيري نيست به تكه پيراهني كه بر من زنند قناعت كنم في الحال اين جمله شنودند كه از غيب مي رسيد ...
روح را گفتند به ما از جهان بالا خبر بده گفت بپرسيد تا باز گويم گفتند از پيامبران و اهل ايمان بگو گفت من را به آنجايگاه نمي هلند گفتند از رضاشاه بگو گفت به سبب آن نانوا كه در تنور كردي صد سال است به كلون بهشت آويزان شده گفتند از نانوا بگو گفت نان سوخته مي خورد مردم روي تخته به آتش فرو مي برد و بيرون مي آورد و خود در آتش شيرجه مي زند گروهي از مريدان نعره زدند گفت اينها به جايگاه بهايم برند از بهر نعره ها كه كريهترين صدا را الاغ دارد و من را مگسي گرد دمشان كنند بسيار گريستند تا خون به زانوان رسيد
مرزهاي كلمبيا با سبكهاي ديگر هنري چنان نازك است كه هميشه بايد گروهي از خدايگانها هر اثري را سنجيده نسبت به كلمبيايي بودن آن نظر بدهند... از بيانات رئيس اول كلمبيا مصطف
خيال نازكت اي نوبهار شور انگيز هواي خيس خزان در دل بيابان است صداي چك چك باران طنين خنده ي توست سكوت گرم نگاهت شب بهاران است - خدا با ماست ما تنها نيستيم هرگز نبوديم ما هرگز نبوديم و نيستيم
كلاغها سر مي رسند كاكلشان را به خون مقدس آغشته مي كنند و اجساد را پاك ميكنند خوبها را به نيش مي كشند و گوشتهاي بد بو را مي برند كلاغها با كاكل سرخ فرياد مي كشند ما كلاغهاي نشانداريم
باور دارم اگر چشمانت را بنوشم شيرينتر از عسل مستي آور تر از شرابند طلاي دره ها از آن تو گندمزارها و طلاي چشم كودكان دره ها دره ها مال تو - پدرم سنگ جمع مي كرد و بر سر خود مي زد وقتي خوب صاف شد خواهرم بريدش و ما درزهاي كلبه ي سردمان را گرفتيم مادرم مي خنديد
خوان استپان دره ي دن كارلوس مكزيك به همراه gray پشت ميز خانه ي پدري
دوشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۶
روح را گفتند عامل بي علم به چه گويند گفت هنرمند خوانندش از فضايل هنر گفتند شيشكي كشيد
outside there is a wolf mothers hold their sons too soon they will be men and have to say goodbye no one ever know this life till you have to say goodbye still i wonder why we have to say goodbye