یکشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۹

مبارک یوسا

از مزخرفات دنیای ما اینست که محصولاتی را که داریم دوباره به ما می فروشد. سیر شاید احمقانه  تولید انبوه باعث می شود مجبور باشیم ثروت را به طور مداوم در چرخه ای بی نیاز بگردانیم. چیزی که در برابر محرومیتهای این دنیا شاید بی شرفانه به نظر برسد.  موبایل در این میان به نظرم بیشتر از باقی اقلام مصرفی مان ویژگی های  نظام سرمایه داری را نشان می دهد. نظامی که قدرت کور کننده اش رفتار و قوانینی فارغ از هر نظام اخلاقی ای تحمیل می کند.

سه‌شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۹

^^^

بریده زاغ از آوای بلند
به گوشه ای با مگسی تار می زند
کنار سنگهای سرد خیابان
دلش هوای قار قار می کند
شب زمستان است
ساعت هنوز هفت نشده
کلاغ ها صف کشیده اند برای غذا
خوراکشان ولی گرم نشده

یکشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۹

جنسوالیته

هویت جنسی ما در چنبره تحریکات و نیم تحریکات و اشارات کنایی و سوء استفاده های گرافیکی و تبلیغاتی و پنهان و آشکاری که تمام اطراف ما را فرا گرفته دچار پیچشهای ناجوری می شود که هویت مردانه یا زنانه ی ما را دچار خطر می کند.  نابود کردن جذابیت ساده عمل جنسی پیش پا افتاده ترین ضرر آنها برای ذهن انسان است. چیزی که به تجربیات پیچیده و ذهن خواری تبدیل می شود که بسیاری را درگیر خود می کند. خطر بزرگتر فوران انرژیِ جنسی به شکل های معقول و غیر معقولی است که بخش عظیمی از زندگی افراد کثیری را در ساده ترین شکل خود نگه می دارد. راه حل درستی هم پیش روی شخص ما نیست. جز پرهیزگاری البته 

شنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۹

خوش به حالت تکه سنگ

کوچه های تنگ و بزرگراههای تنگتر
نفسم به شماره می افتد از این همه رنج
کاش ایستادن این چراغ ها را می دیدم تا
بنشانمشان آنجا که لایقشند
فشار پوچ می کند مشتها را
بیا و سیفون را بکش
                            بیا

سه‌شنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۹

placebo

lets follow the cops back home
follow the cops back home
robe their houses.

شنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۸۹

اگر

آقای خسرو پرویز من برای شما متاسفم البته من به شما علاقه دارم. اما آب رو اون جایی بریز که می سوزه. این ممه ای که شما نمی خورید رو لو لو برد برادر.

پنجشنبه، شهریور ۰۴، ۱۳۸۹

خورشت تاک سکند

شما لر کجایید؟
ما لر ونکیم.

دوشنبه، شهریور ۰۱، ۱۳۸۹

خورشت تاک

الو سلام
سلام
ببخشید فلانی هست؟
من خودم هستم
منم خودمم . فلانی هست؟

یکشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۹

#

هرگز از من دور نشو.
تو دوست منی و من دوست تو.

جمعه، مرداد ۲۹، ۱۳۸۹

oldsmobile

جوانترهایی که در هنر فعالیت می کنند. در فضای کنونی با این مشکل مواجهند که تجربه ای عمیقتر و بی واسطه تر  از مدرنیته و همچنین هنر مدرن دارند تا  مخاطبان و کارفرمایان و گاهی حتی عوامل تولیدشان. مشکلی که دست کم نباید گرفته شود.

سه‌شنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۸۹

گوشتها ته ظرف هستند.

من مریضم اما هر وقت که سر کار برای ناهار خوردن در ماه خوب رمضان می روم یکی در ناهار خوری نشسته و می گوید : ا شما هم روزه اید. ناگفته پیداست که انتظار خنده هم دارد. ما هم می خندیم به هر حال. امروز اما ، من یه ایده ای زدم و گفتم اینجا شده محدوده ی گناه شرکت. باورتان نمی شود، انقدر خنده گرفتم که از الان می توانم شوخی را کنار بگذارم و متنهای جدی بنویسم. به امید سرفرازی ایرانیان عزیز این خاطره را تقدیم می کنم به گوگوش 

جاده هراز

روزهایی که پشت سر هم از رو به رویمان رد می شوند ، بهانه ای می شوند برای این آرایه ی متناقض نمای زیبا که مهمان دلهای عزیزتان شود.

پنجشنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۹

great cold play

you are a part of the cure
i am a part of the disease 

چهارشنبه، مرداد ۲۰، ۱۳۸۹

درسهای زندگی

خستگی، دوست داشتم در حد اصحاب کهف بیکار بودم.

یکشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۹

انی مور

حریص مرگ خواهی شد 
                                     اگر بیهوده بنشینی 

جرس بردار و تمپو زن 
                   درخت دوستی بنشان 
هزاران کار را با هم
                   هزاران بار ملغی کن

بیا که که مرد خواهی شد
                                     اگر دختر بیابی تو

برو در دیسکو دف زن 
                  که تا تنها شدی گل گشت
خواهی رفت در کوچه
                     نه آزاری و نه سودی
به دست مفلست
          لات و لواط و گی و مستوری

پنجشنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۹

آپرایزینگ

شکسته شاخه های بید نزن
به ترکه های خیس و ترد بدن
به اشک درد کف کودکان ترس نزن
به ریشه های دل ریش ریش مرگ نزن
نزن به جان ننت درد همی می گیرد
پک و پهلوی چماقت ز پک و پهلویم.

++

این یه حقیقته که برای هنرمند بودن باید هنرمندانه زندگی کرد.  ازدواج با دیگری زندگی ات را خواه نا خواه در حالتی قرار می دهد که بسیاری از فکرهای انحرافی مثل احساسات و برداشتها و تفکرات اکثرا آزار دهنده ی  پدر و مادرهای هردو و دغدغه ی مالی بیشتر و خیلی چیزهای دیگر وارد زندگی ات می شوند. تو را از آفرینش و تمامی نیازمندیهای آن دور می کنند. به تجربه دیده ام که حضور یک جمع خوب دوستی می تواند کمک بسیاری بکند. تو را یاد چیزهای اصلی بیندازد و ذهنت را از افسردگی نجات دهد. به راستی که روابط خانوادگی تمام انرژیِ انسان را می تواند بمکد. احساسی که اکنون ، سوای لذتی که از زندگی کنار دوست خوبم می برم ، به آن دچارم. دور از جریان زندگی و اخبار ، بدون انرژی و در حالتی بی خلاقیت و مشغول چیزهایی که نباید اینقدر از من وقت بگیرند.

آندر نیث مای کلوثس

امروز متوجه شدم اسم این وبلاگ خز شده. نه اینکه قبلا فکر می کردم که خیلی خاص باشد. ولی در این حدودا پنج شش سالی که از آمدنم در بلاگستان می گذرد ، کلاغ جایی محبوبتر از پیش پیدا کرده. من واقعا به این جامعه ی خاص پسند ایرونی افتخار میکنم.
و حالا می خوام با صدای بلند داد بزنم که آی ی ی ی ی اجنبی ها و عربها ها من یه ایرونی ام
یه ایرونی
نه دوتا

پنجشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۹

شبیه

بیا مخلوق دیرین پای بی حاصل
بیا از قصر پیر و مرده ات بیرون
بیا و منتظر منشین سوار خسته ی خود را
بیا و مهربانی کن تمام مردم ده را


بیا پیرزن زشت و چروک سرد قبرستان
بیا و خاک را برگیر از روی کفنهامان
بیا رنجور دیرین، درد بی حاصل
بیا و مرگ را برشوی از بین نفسهامان


بیا ای سرزمین کور و خاک پوک  و خون و مرگ
بیا و قصه هامان را ببین و درد را بشناس



دوشنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۸۹

راز بقا

ناشکری نمی کنم اما افق پدر شدن برایم واقعا روشن نیست.هنوز حس می کنم شاید ما موجودی را به این جهان پرتاب می کنیم که حق انتخاب به او نداده ایم.
کودکم! واقعا عجیب است.

جمعه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۹

سرم بر گردنی از کیسه ی چرم
سوارانی برایت هدیه آرند
فراز نیزه ای از خون من سرخ
سری خونین برای صله آرند
حدیث کشتنم را باز گویند
ز خاکی بودن من گله آرند
و تو آنجا فراز تخت عاجت
برایم گریه خواهی کرد
می دانم

شنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۹

تراژدی

مردی با تعمیرات تخصصی وقتی با فروشگاهی با تعمیرات فوق تخصصی مواجه شد فکر کرد باید تصمیمی جدی در مورد شغلش بگیرد

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۹

ان

پسر بچه از دستشویی فرنگی پیاده شد و با تعجب فریاد زد
مامااااااااان اینا چرا نمیرن؟ 

یکشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۹

مانند سنگ شده ای 
ما نه شیشه ایم

چهارشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۹

اتوبوس پیر

ONLE YOU

سه‌شنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۹

i just got lost, every river that i tried to cross

  just because im wounded doesnt mean im hurt


چهارشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۹

بند

مرگ بر ساندیس

بند

نفسم که سهل است شاشم بند آمد.

جمعه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۸

%%%

حیات و ممات ما در این دنیای فانی دارای جنبه های گوناگونی است که هریک بسیار جای توجه دارد

پنجشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۸

rapfa

به من نگو دوستم داری!
 پا روی کفشم ...
                         می ذاری
به من نگو عاشقتم
مگه تو بابا...
                  نداری؟